امروز 11 اردیبهشت سال 96بود. این اولین پست من تو سال جدیده. یسر رفتم پایین. اصلا حوصله هیچکدومشونو نداشتم. همینجوریش نداشتم. دیگه چه برسه به اینکه حرفم میزنن . تنها کسی که حرف نیش دار نزد رضا بود!!اونم تو عالم خودش بود و من کلا باهاش هم صحبت نشدم. نمیدونم من حالم بده یا کلا اونا مشکل دارن. دیگه حتی حوصله اینکه صداشونم بشنوم گاهی ندارم . فقط نمیدونم چرا وقتی میبینمشون جلو خودمو میگیرم که حرکت بدی نکنم. اون روزای اول که باوحید حرفم شد یه چیزایی برام مشخص شد. اینکه هرچی باشه رو خانوادش حساسه. تا بگم بالا چششون ابرو زود گارد میگیره. یادم نمیره که بهم گف کم برات زحمت کشیدن آخه!!! حالا هرچقدم بعدش ع
برچسب: پره,ارتقا,
نویسنده: رویا شریفی
تاريخ: جمعه
27 مرداد
1396 ساعت: 13:45